اپيزود دوم

بعد از جلسه اي كه با مهندس جلال مآب در خانه شهر داشتم، قرار شد روز بعد با هماهنگي سرپرست وقت شهرداري ( آقاي سلطاني نژاد) به دفتر شهردار معرفي شده و شروع بكار كنم.
صبح بيستم خرداد هشتاد و دوبجاي حضور در دفتر معاون اداري و مالي (سرپرست) بدون هماهنگي به دفتر شهردار رفتم و خود را به رييس وقت دفتر (آقاي بدر الديني) معرفي كردم و گفتم قرار است از امروز من به جاي شما باشم.بنده خدا كه از خبر و صراحت لهجه من بشدت شوكه شده بود فوري از پشت ميز خود برخاست و به سمت ديگر اتاق رفت، روي صندلي ارباب رجوع نشست و از سير تا پياز امكانات دفتر و مسئوليت ها و روال هاي جاري دفتر را برايم شرح داد.
آن روز در دفتر تنها دو نفر مشغول بكار بودند، رييس دفتر و پيش خدمت كه آقاي مظفري بود. مظفري هم كه سابقه طولاني خدمت در دفتر را داشت و شهردارهاي متعددي را پذيرايي كرده بود خيلي سريع با من جفت و جور شد وبه اولين ديشلمه دعوتم كرد.
فرصت يك هفته اي من تا برپايي جلسه توديع و معارفه شهردار در 28 خرداد به پرس و جو پيرامون مسايل و سوابق دفتر و كسب تجربيات از همكاران جديدم گذشت .
صبح روز مراسم هم به خانه شهر رفتم و تا پايان مراسم غريبانه و تنها در گوشه اي از سالن نشستم. بعد از اتمام مراسم اعضاي شورا و شهردار جديد به ساختمان خيابان سپه آمدند تا مهندس جلال مآب شهرداري را رسما" تحويل بگيرد.
از نكات قابل ذكر تأكيد آقاي مهاجري شهردار سابق بر ذخيره 2 ميليارد پول در حسابهاي شهرداري بود كه مهندس جلال مآب هم در سخنان خود با تمجيد از مهاجري تحويل گرفتن چنين شهرداري اي را افتخار خود دانست.
تمجيد مهندس جلال مآب ازكادر مديريتي سابق چنان پرشور بود كه آقاي مرعشي نتوانست طاقت بياورد و به رغم اينكه در ليست سخنرانان جلسه نبود به پشت تريبون رفت و با هيجان و شور بخصوصي گفت امروز كه سخنان شهرداران قديم و جديد كرمان را شنيدم و تواضع و قدر شناسي مهندس جلال مآب را ديدم بعنوان يك كرماني بخودم باليدم.
در دفتر شهردار نيز يكي از كاركنان شهرداري بنام آقاي باقري (كه امسال در اثر سكته فلبي جهان را وداع كرد – روحش شاد) جسورانه به داخل رفت و قطعه شعري را خواند .چنان كه همكاران مي گفتند اين عادت چندين ساله مرحوم باقري بود كه در بدو ورود شهرداران متعددي اين قطعه شعر را خوانده بود. مرحوم باقري هم كه دستي در كمكهاي اوليه و تزريقات و پانسمان داشت از سوي كاركنان شهرداري دكتر گفته مي شد و آن روز تصورم اين بود كه وي پزشك شهرداري است.

