انتخابات سومين دوره شوراهاي اسلامي شهرها با فراز و نشيب و ويژگي هاي خود به پايان رسيدوبه دليل تجميع سه انتخابات، تكليف دوره سوم شوراها دو ماه زودتر از موعد دوره هاي قبلي (اسفندماه) روشن شد.
از زمان اعلام نتايج تا تحويل رسمي شوراي دوم به سوم (ارديبهشت) قريب چهار ماه فرصت باقي است كه اين فرصت، زماني برزخي و فرسايشي براي مديريت شهري است.
از سويي شوراي دوم تعدادي از اعضاي خود را جاگذارده و درحالی به سومين دوره مي رسد كه اين اعضا انگيزه اي براي ادامه فعاليت و حضور جدي در تصميم گيري هاي مهم نداشته و ترجيح مي دهند تصميم در مورد امور مسأله دار يا مهم و تأثير گذار را به دوره بعد احاله كنند وازديگر سو به دليل عدم تحويل شورا به سومي ها، راه يافتگان جديد هم امكان و اختياري براي حضور جدي خود ندارند.
اوضاع شهرداري و مديران شهر نيز از دو حالت فراتر نيست، رفتن و ماندن. آنها كه گمان رفتن دارند مشغول بستن بار و بنه خود بوده و جمع ديگر كه در روزهاي تبليغات انتخاباتي زير بيرق نامزدهاي پيروز شده سينه مي زدند بي صبرانه در انتظارتغيير مديريت شهرداري و ارتقاي شغلي خود هستند.
در چنين وضعيت آشفته و برزخ گونه اي ذهن آدمي به اين سؤال مشغول مي شود كه چرا تصويب كنندگان برگزاري انتخابات زودرس شوراها زمان تحويل دو شورا را جلو نياورده اند؟
با نگاه سياسي پاسخ چيزي جز نگاه سياسي نمايندگان محترم مجلس نيست. به عبارت ديگر زمان تصويب طرح تجميع انتخابات نمايندگان اصولگرا ترجيح دادند در اين مورد سكوت اتخاذ كنند تا نتايج مشخص شود و در صورت پيروزي اصلاح طلبان اين برزخ چهار ماهه فرصت كوچكي براي ادامه كار اصولگرايان باشد.
اين در حالي است كه كساني مثل رييس شوراي شهر تهران در ايام پيشنهاد وبررسي طرح نسبت به اين موضوع هشدار داده بودند.
اگر اين فرضيه صحيح باشد اكنون وقت آن فرا رسيده كه با پيروزي اصولگراها در اكثر شهرها (بنا به اعلام سايت هاي وابسته به اصولگرايان) مجلسيان در اقدام تكميلي خود آغاز بكار دوره سوم شوراها را در بهمن ماه سال جاري تعيين و اعلام كنند تا شهر ها و شهروندان از رخوت اين دوره طولاني مصون مانده و امور شهرها با پويايي و شادابي نيروهاي تازه نفس دنبال شود.
نظر شما خواننده گرامی چیست؟
امروز يكي از نامزدهاي شورا به دفتر كارم آمد و با مهرباني زايدالوصفي تحويلم گرفت و در حالي كه خود را خاك پاي مردم كرمان مي دانست ، مي گفت به حسب اصرار بسيار زياد دوستان وارد عرصه شده و تا آنجا محبوبيت دارد كه مدير كل سابق تربيت بدني هم به نفع وي كنار رفته و قرار است در روزهاي آتي از رسانه ها اين موضع خود را اعلام كند و باقي ماجرا...
نكته جالب توجه تحويل گرفتن گرم و گيراي اين نامزد بود در حالي كه برخوردهاي قبلي او در ذهنم بود و دوم ايثار مديركل سابق تربيت بدني در روزهاي وانفسايي كه همه خود را نامزد اصلحي مي دانند كه با انتخابشان كليه مسايل زمين مانده شهر حل مي شود و حتي جوانان نيز با وام هاي اعطايي آنان مشغول بكار شده و بلافاصله مزدوج مي شوند.
اين گل زماني كه براي يكي از دوستان خوبم نحوه گذاردن عكس در وبلاگ را آموزش مي دادم انتخاب شد و براي تست آن را در اين پست گذاردم كه مورد تفقد وسؤال دوستان واقع شد .
اميدوارم اين توضيح مختصر رفع ابهام كرده باشد.
با نزديك شدن به 24 آذر كم كم التهاب انتخابات در شهر بالا مي گيرد و اخبار متعددي منتشر مي شود .
نامزدي به تماشاگران فوتبال ديدار مس با پرسپوليس در استاديوم شهيد سليمي كيا كلاه تبليغاتي هديه مي دهد ، در گوشه ديگراستاديوم استاندار و معاون وي كه رييس ستاد انتخابات استان است از مدير كل بازنشسته تربيت بدني (نامزد جناح راست براي شورا) با اهداي حلقه گل تقدير مي كنند ، نشريات محلي هم هر روز صفحات خود را درازاي مبالغي در اختيار نامزد هايي قرار مي دهند كه با بافتن آسمان و ريسمان به هم درصدد طرح شخصيت خود هستند و برخي از اين نوقلم بدستان تا آنجا از مرحله پرت هستند كه بدون شناخت از وظايف اصلي و فرعي و حيطه اختيارات شوراها ، وعده هايي نظير ايجاد اشتغال و تسهيلات ازدواج براي جوانان و توسعه مناطق گردشگري استان !!! را مي دهند و گروهي ديگر با طرح سؤالات بي پايه و اساس تنها به طرح معضلات استاني و حتي كشوري مي پردازند.
گاهي خبر از پهن شدن سفره هاي غذا در مناطق محروم شهر بگوش مي رسد ودلالان كاغذ و چاپخانه ها هم در تدارك دوهفته كار بي وقفه و شبانه روزي و كسب درآمد نامتعارفي كه هر انتخابات باخود دارد روزشماري مي كنند.
آيا تاكنون باخود انديشيده ايم كه عضويت در شوراي شهر چه منافع فردي يا گروهي دارد كه صاحبان حرف و مشاغل گوناگون را در سوداي كسب رأي به ميدان مي آورد؟


