تبليغاتX
واگویه های دلتنگی
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385
پدر و باد خروسك فرزند
پدرِ، امروز كه پسر كوچولوي خودرا به دكتر بردم و با پرداخت ۴۵۰۰۰ ريال ويزيت شد و بعد دكتر گفت زردي دارد و بايد زير دستگاه قرار گيرد و زماني كه براي كرايه دوروزه آن دستگاه يكصد هزار ريال با مشکل پيش پرداخت كردم ناخود آگاه ياد تو افتادم و مادر كه وقتي باد خروسك گرفته بودم و ۱۲ شب مرا به دكتر بردي درحالی که می دانم پرداخت ویزیت دکتر مکری تاچه اندازه برایت مشکل بود و چگونه عشق به بچه هایت برخستگی  کار طاقت فرسای روزانه غلبه می کرد.

می دانم در آن روزگار سخنی از دکتر متخصص در کرمان نبود و تنها چند پزشک عمومی به طبابت مشغول بودند و در آن میان شاید دکتر محسن مکری (پزشک ژاندارمری) از معدود پزشکانی بود که صبح در ژاندارمری و عصرها تا پاسی از شب در مطب خود حاضر بود و برای انواع امراض هم نسخه های موثر می پیچید .

دواخانه فرهنگ هم در مجاورت مطب وی این داروها را با هزینه هایی که آن هم برایت مشکل بود در اختیار قرار می داد.امروز حداقل سی سال از آن روزها می گذرد .

                                               روحت شاد و یادت گرامی

نوشته شده توسط رضا صاحبقدم لطفي در 15:39 | | لینک به این مطلب